
یکی از مشکلات اساسی که چند صباحی است به عنوان مسئله روز همه اقشار جامعه را درگیر خود کرده است مسئله خاموشی های به اصطلاح طبق برنامه است.تقریبا روزی نیست که در منازل، ادارات و یا هرجای دیگری برق قطع نشود و مردم را وادار به نیمه رها کردن کارشان نکند.
گرچه خشکسالی از طرف مسئولان به عنوان دلیل اصلی خاموشی های اخیر مطرح می شود، اما بحث خشکسالی در کشور ما اتفاق تازه و غیرمنتظره ای نبوده و داشتن این انتظار که قبل از روبروشدن با این معضل تدابیری در این خصوص اندیشیده شود، انتظار بی جایی نیست.
ایران در جدول رتبه بندی مصرف کنندگان برق در دنیا، رتبه نوزدهم را داشته و بزرگترین هدردهنده برق در خاورمیانه و شمال آفریقاست .نکته جالب توجه این است که 19 درصد برق اتلافی، در شبکه توزیع برق به هدر می رود.در تابستان سال 1999 میلادی درآمریکا،به دلیل بالا رفتن درجه حرارت هوا قطع برق به عنوان یک معضل مهم و اساسی مطرح شد. به همین دلیل تیمی جهت روشن شدن دلایل اصلی قطعی ها و یافتن راه هایی برای حل این معضل تشکیل شد.
براساس تحقیقات انجام شده به وسیله این تیم عوامل متعددی برای این قطعی ها شناخته شده که می توان به عدم توازن بین تولید و مصرف، عدم برنامه ریزی و درخواست به موقع جهت کاهش بار، عدم توسعه و گسترش قوانین بازار برای سیستم بهره برداری در شرایط اضطراری و عدم وجود توافقنامه مابین شرکای بازار، عدم اجرای به موقع طرح های انتقال شامل پستها و خطوط متناسب با رشد بار و طولانی بودن مدت زمان تعمیرات تجهیزات درخصوص ترانسفورماتورها اشاره کرد.
همچنین این تیم راهکارهایی ازجمله توسعه نیروگاهها وتاسیسات شبکه را برای حل این معضل پیشنهاد کرد.
به نظر می رسد قطع مکرر برق و جیرهبندی ناشی از بیتوجهی های مسئولان به سرمایهگذاری در بخش توسعه زیرساختهایی چون نیروگاههای برق باشد.این در حالی است که دولت بخش عمده درآمدهای حاصل از افزایش قیمت نفت را به تولید کالاهای به زعم عده ای اساسی اختصاص داده است.
افزایش ۳۰ درصدی تعداد تصادفات در شهر تهران، ضرر ۲۳۰ میلیارد تومانی ناشی از قطع برق به صنایع فولاد کشور و مشکل شدن ادامه کار برای ۱۲۰۰ واحد صنعتی و تولیدی فقط در استان قزوین تنها بخشی از پیامدهای خاموشی های اخیر بوده است که در پی آن، تولید، اقتصاد، اشتغال و حتی امنیت شهروندان در معرض تهدید جدی قرار گرفته است.
در حالی که تولید برق در کشور کافی نیست، صادرات گسترده و انعقاد قراردادهای مختلف برای انتقال برق به کشور عراق و کشورهای دیگر منطقه سوال برانگیز است.پرواضح است که باید هر چه سریع تر ضمن آسیب شناسی های لازم در مورد مدیریت کلان مربوطه و برنامه ریزی های کارشناسی شده، اصلاحات لازم صورت گیرد چرا که با توجه به نیازهای کشوری در حال توسعه مانند ایران، نیاز به مدیریت جامع و سیستماتیک در بخش گاز و نفت و برق بیش از پیش احساس می شود.در غیر این صورت پر واضح است ادامه بروز این گونه مشکلات، موانعی جدی بر سر راه توسعه کشور قرار خواهد داد.












