خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 10 تیر ماه سال 1387 ساعت 3:31 PM

 

در خبرها خواندم که نماینده مردم سنقر و کلیایی در اثر ابتلا به بیماری سرطان دار فانی را وداع گفت.

اطلاع از این خبر علاوه بر برانگیختن احساس تاسف من از این واقعه، موجب تعجب من از عدم توجه مردم یک منطقه به  سرنوشت ۴ ساله شان شد.تامل مختصری در این موضوع موجب تداعی باور رشد نیافتن جامعه ایران در ذهن هر شخصی می گردد.اینکه مردم یک شهر به  عنوان اعضای یک جامعه نه چندان کوچک شخصی را به عنوان نماینده خود انتخاب کنند که واجد یکی از حداقل های لازم برای فعالیت،‌ یعنی سلامت جسمی برخوردار نیست جای بسی تعجب و  تاسف دارد و نکته تامل برانگیزتر اینکه طبق گفته های مردم این شهر، همگان از بیماری لاعلاج نماینده خود کاملا مطلع بوده اند، ولیکن به خاطر دلسوزی و ترحم دست به انتخابی می زنند که مضرات آن به مراتب بیش از مزایای آن است.جالب است که بدانید نماینده مرحوم در ایام برگزاری انتخابات مجلس هشتم، روی تخت های بیمارستان، فعالیت های تبلیغاتی خود را مدیریت می کرده است!گرچه کاندیداتوری شخصی که از بیماری لاعلاج خود آگاهی کامل دارد، خود جای بحث بسیار دارد، اما بحث در خصوص دلایل این شکل تصمیم گیریهای بر پایه احساسات را ارجح می دانم.اصولا قدرت هر دموکراسی بر اساس آرزوها و رضایت هر شهروند استوار است. قدرتمندترین راهی که شهروندان می توانند بر دولت خود اعمال نفوذ کنند از طریق رأی دادن است. حق رأی اساسی ترین حق در یک دموکراسی و جزیی از حقوق شهروندی است. اما رأی دادن تنها یک حق نیست- بلکه وظیفه هر شهروند است که صدا و نظرات خود را به گوش دیگران برساند. رأی دادن به شهروندان اجازه می دهد بطور مستقیم یا غیر مستقیم در تصمیم هایی که بر زندگی و جامعه آنها تأثیرگذار است مشارکت کنند، و آراء آنها به تعیین سیاست ملی کمک می کنند. شهروندان باید رأی بدهند تا نقش خود را به عنوان شریکی فعال در زندگی اجتماعی خود ایفا کنند.ملاک های رای دادن در جوامع مختلف با توجه به باورها، هنجارها و میزان آگاهی های اجتمایی و سیاسی تعیین می گردند بنابراین انتخاب آگاهانه به صورت مستقیم با میزان  آگاهیهای  یک جامعه در خصوص حقوق شهروندی(که رای آگاهانه متضمن آنست) مرتبط است. در کشورهای توسعه یافته مفاهیم شهروندی از دوران کودکی تا نوجوانی آموزش داده می‌شود و دولت نیز آموزش‌های لازم را در اختیار والدین و معلمان قرار می‌دهد. در  انگلیس از سال ۲۰۰۲ میلادی ، آموزش شهروندی و آشنایی با آن بطور رسمی در برنامه درسی مدارس از سنین ۱۱ تا ۱۶ سالگی قرار گرفت. اهداف این آموزش‌ها عموما موارد ذیل است:

·                     آشنایی با حقوق و مسئولیت‌های شهروندی

·                     بحث و بررسی درباره سرفصلها و موضوعات مهم شهروندی

·                     فهم و شناخت جامعه و آشنایی با فعالیتهای اجتماعی

·                     مشارکت فعال در یک برنامه اجتماعی یا گروهی

در واقع مبنای این آموزشها پرورش یک شهروند نمونه یا شهروند خوب یا ارائه یک الگوی شهروندی نیست بلکه به آنان می‌آموزد که چگونه تصمیمات خود را با توجه به مسئولیت‌هایشان در قبال اجتماع و زندگی فردی خود اتخاذ نمایند.

انتخاب ناشی از عدم آگاهی کامل از حقوق شخصی و مهمتر از آن وظایف شهروندی در نقاط مختلف ایران به انحاء مختلف به چشم می خورد. از آ نجایی که منتخبان یا منتخب مردم در هر انتخاباتی تعیین کنندگان و زمامداران سیاست های کلی یک کشور هستند، آگاهی دادن در این خصوص به جامعه امروز ایران که داعیه حرکت به سوی مدرنیته را دارد  امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.بدیهی است انتخاب بر اساس احساسات، نسبت های قومی و عشیره ای و یا هر عامل دیگری غیر از شایستگی های فردی سرانجامی جز از دست دادن فرصت ها، چشم پوشیدن آشکار از حقوق شخصی و اجتماعی و نهایتا پسرفت، نخواهد داشت. 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo