امروز زمانی که در حال مرور صفحات اینترنتی بودم یک تصویر(همین عکس بالای صفحه) توجه مرا به خودش جلب کرد.این شکل بیان اعتراض و مواردی از این دست خواه به صورت جک، کاریکاتور و... این روزها به وفور به چشم می خورد.
اصولا طنز سومین مظهر خلاقیت بشری بعد از علم و هنر میباشد. توانایی انتقال عقاید و تفکرات اجتماعی در قالبی که درمخاطب ایجاد لذت کند از جمله فرآورده های فرهنگ طنزهر جامعه ای به شمار میرود. شرط لازم برای درک زبان طنزو لطیفه ، فضای مشابه فرهنگی ، جغرافیایی، سنی و حتی تحصیلی افراد آن جامعه است که باعث مقبولیت آن میگردد. از سویی جوک نوعی نشاط در شنونده تولید میکند که تجربه آن برای افرادی که هوش بالاتری دارند و نیز از نظر سنی جوان ترند پاسخ خنده را به دنبال دارد. آنچه جذابیت جوک را باعث میشود احساس لذتی است که به دلایل متعدد متجلی میگردد. جوک تکنیکی است جایگزین کننده که ترس را با آرامش و افسردگی را با خنده جابجا میکند و از نظر روانی زندگی را برای انسانها قابل تحمل تر می کند.آنچه روانکاوان را به اهمیت جوک متقاعد میکند این است که بواسطه فرایند جوک، نوعی"صرفه جویی در مصرف انرژی روانی" صورت می گیرد. فشار زیادی که ذهن برای سرکوب این امیال و آرزوها و کاستی های زندگی بکار می برد مستلزم صرف انرژی روانی است و بدنبال فرایند جوک این فشار تقلیل می یابد. به دلایل تاریخی و فرهنگی مردم ایران با طنز کلامی آشنا هستند، و در زندگی روزمره این توان و ظرفیت در استفاده از کلام به خوبی به چشم می خورد.این روزها این شکل بیان مشکلات در کشور ما به طور چشمگیری فزونی یافته است، به طوری که بعد از انقلاب کمتر دوره ای رامی توان یافت که مردم به این شیوه دغدغه های خود را بویژه در مورد مسائل سیاسی بیان کنند.به هر حال این پدیده نشان از جنب و جوش و به بیان بهتر آگاهی جامعه، علی الخصوص جوانان نسبت به اوضاع و احوال کشور دارد.نکته قابل توجه در این میان این است که طنز سیاسی - اجتماعی رسالتی بس عظیم در عرصه روشنگری داشته و یکی از وسایل بارزی است که نه تنها کاستی ها ومعایب اجتماعی را برجسته ومورد انتقاد شدید، کوبنده و ظریفانه قرار میدهد، بلکه راههای بیرون رفت از وضع ناهنجار را حتی الامکان طرح و پیشنهاد می نماید، همین خصیصه طنز سیاسی است که آنرا درخور توجه جامعه امروز ایران قرار داده و برجسته ساخته است.









